| |
| سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386 |
| خدایش بیامرزاد ! |
امروز بیست و نهم خرداد ماه ! سالروز وفات دکتر شریعتی ! نوشتن درباره ی دکتر شریعتی برای من سخته ! تجربه نشون داده برای دیگران هم سخته ، حتی اگر خودشون سختی اش رو درک نکنند و حرف بزنند و بنویسند .... امروز باز هم مثل هر سال توی حسینیه ی ارشاد برای دکتر بزرگداشت می گیرند ، آدم ها می آیند و حرف می زنند و ربط و بی ربط همه چیز به مسائل سیاسی روز منجر خواهد شد .... کمی لعن و نفرین و کمی دست و هورا ! هر چند من خودم هم دلم تنگ میشه ، وقتی عصر امروز هر جایی هستم به جز سالن های طبقه ی بالای حسینیه ی ارشاد ! باز هم سوسن شریعتی تنها کسیه که آدم رو واقعا یاد پدرش می اندازه ! لحن صدا ، گویش شیرین مشهدی ،سیمای مهتابی پدر .... و تنها کسی که فقط و فقط از خود ِ خود ِ دکتر شریعتی حرف میزنه ! از صاحب ِ تئوری ِ مثلث "زر،زور ، تزویر " !
جالبه که این روزها ، تمام این سه ، دست یک جناحه ! نه ؟ |
| |
| شنبه 19 خرداد ماه سال 1386 |
| با توام ... |
وقتی حواست نیست ، زیباترینی وقتی حواست هست تنها زیبایی حالا ، حواست هست ؟
|
| |
| پنجشنبه 3 خرداد ماه سال 1386 |
| یه یاد محمد جهان آرا |
محمد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته .....
آه و وا ویلا کو جهان آرا نور ِ دو چشمان تر ما
امیدم گشته نا امید بعد از هجر تو یاران می آیند اندر پی تو ....
|
| |
| چهارشنبه 2 خرداد ماه سال 1386 |
| کاشکی... |
ای کاش آب بودم گر می شد آن باشم که خود می خواهمی آدمی بودن ...حسرتا ! مشکلی است در مرز نا ممکن ... نمی بینی ؟ آه ای کاش به بی خبری قطره ای بودم ... از نم باری ... به کوهپایه ای ... نه در اقیانوس کشاکش بیداد ... سر گشته ی موج بی مایه ئی .
« احمد شاملو/ مدایح بی صله / ای کاش آب بودم » |